X
تبلیغات
رایتل

در شب هفتم محرم امام حسین(علیه السلام) با عمر سعد گفتگو کرد; خولى بن یزید اصبحى چون عداوت شدیدى با امام حسین(علیه السلام) داشت، ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد. آن ملعون نامه اى براى عمر سعد نوشت و او را از این ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-تقویم شیعه، صفحه 18.

در روز هفتم سال 61 هجرى قمرى از ابن زیاد ملعون نامه اى به عمر سعد رسید به این مضمون: یابن سعد میان حسین و آب فرات حائل شو و کار را برایشان تنگ بگیر و نگذار یک قطره آب بنوشند، ابن سعد همان وقت عمروبن حجاج را با پانصد سوار بر شریعه موکل گرداند.
عطش بر امام و اصحاب غالب شد، امام حسین(علیه السلام) برادرش عباس را خواند و سى نفر فارس و بیست پیاده شبانه با بیست مشک به طلب آب فرستاد عمربن حجاج سر کرده موکلین آب فریاد زد: شما کیستید نافع جواب داد منم پسر عموى تو آمدم آب بیاشامم، گفت: بخور گوارا باد بر تو.
 نافع گفت: واى بر تو مى گوئى من آب بخورم، حسین(علیه السلام) و اهل بیتش تشنه باشند و بمیرند، گفت: راست مى گوئى ولى به ما دستور داده اند مانع شویم، نافع به اصحاب گفت: وارد فرات شوید و عمر هم صیحه زد مانع شوید و بجنگید، عده اى از اصحاب جنگ مى کردند و عده اى مشکها را پر مى نمودند و کسى از اصحاب امام کشته نشد و آب را به خیمه ها رساندند و اهل بیت آب خوردند.(2)
ـــــــــــــــــــ
 2-حوادث الایام، صفحه 23.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد