X
تبلیغات
رایتل

 کوی دهدشتی ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) و روز زن را  بر همه ی شیعیان جهان علی الخصوص زنان ومادران عزیز و بزرگ ایرانی  تبریک عرض مینماید .


روزى حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) در ابطح با حضرت على(علیه السلام) و عمّار و منذر و عباس و ابوبکر و عمر نشسته بود ناگاه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا محمد خداوند سلام مى رساند و امر مى کند که چهل روز از خانه خدیجه دورى نمائى. حضرت نیز چهل روز به خانه خدیجه نرفت و در منزل فاطمه بنت اسد بود. روزها را روزه مى گرفت و شبها را به عبادت مى گذراند.

سپس عمار را نزد خدیجه فرستاد که بگوید نیامدنش بسوى او از روى کراهت نیست بلکه امر خداوند متعال است.
حضرت خدیجه به جهت دوریش با پیامبر(صلى الله علیه وآله) هر روز مى گریست تا اینکه چهل روز به اتمام رسید. در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد خداوند سلام مى رساند و مى فرماید: براى تحفه من مهیا شو، ناگاه میکائیل طبقى آورد که دسمالى بهشتى روى آن را پوشانده بود و گفت پروردگارت مى فرمایید امشب با این طعام افطار کن.
حضرت على(علیه السلام) فرمود: پیامبر(صلى الله علیه وآله) هر شب به من امر مى فرمود که در خانه را باز گذارم تا هر که مى خواهد بیاید و با حضرت افطار کند. ولى امشب فرموده است بر در خانه بنشین و مگذار کسى داخل شود که این طعام بر غیر من حرام است.
حضرت موقع افطار از غذا و آب بهشتى تناول نمودند، باقیمانده غذا به آسمان برده شد.
  زنان مکه به جهت اینکه حضرت خدیجه(علیها السلام) با پیغمبر(صلى الله علیه وآله) ازدواج کرده بود با آن مخدّره دشمنى مى کردند و از او دورى مى جستند. به او سلام نمى دادند و نمى گذاشتد زنى نزد او برود. از این جهت و به علت تنهائى، وحشتى عظیم حضرت خدیجه(علیها السلام) را فرا گرفت.



  موقعى که خدیجه(علیها السلام) به فاطمه(علیها السلام) حامله گردید، فاطمه در شکم مادر مونس خدیجه بود، با او سخن مى گفت و به او صبر مى داد. چون درد بر او قلبه کرد خدیجه شخصى را بسوى زنان قریش و فرزندان هاشم در مکه فرستاد که نزد او بیایند، ولى آنان گفتند: تو سخن ما را قبول نکردى و زن یتیم ابوطالب شدى که فقیر و بى چیز است، ما به خانه تو نمى آییم. خدیجه از شنیدن این جواب بسیار غمگین شد و در فکر فرو رفت، ناگهان چهارزن شبیه به زنان بنى هاشم نزد او حاضر شدند. خدیجه(علیها السلام) ترسید! یکى از آنان گفت: اى خدیجه، نترس ما فرستاده پروردگاریم و بیارى تو آمده ایم. منم ساره زوجه ابراهیم، دیگران گفتند مائیم آسیه و مریم و کلثوم خواهر موسى، سپس فاطمه زهراء(علیها السلام) در دومین یا پنجمین سال بعثت به دنیا آمد. آن طفل را با آب کوثر شستند و لباس سفیدى بر او پوشاندند و سپس خدیجه به فاطمه(علیها السلام) شیر داد.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- حوادث الایام، صفحه 127.

2-http://makarem.ir/

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد